تبلیغات
پیامبر اعظم

پیامبر اعظم
 
تماس با من
فیس بوک

دریافت کد
تماس با مدیر
نظر سنجی
از مطالب وبلاگ راضی هستین؟



لوگوی دوستان
<------- 120x60 ------->


كنگره ملی پیامبر اعظم (ص) بخش رسانه های مجازی

شهدای کازرون ثامن تـــم محل لوگوی شما

امام حسن عسكرى علیه السلام به نقل از امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام حكایت فرماید:
روزى پیرمردى به همراه فرزندش نزد رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شرفیاب شد.
پیرمرد با گریه و زارى عرضه داشت : یا رسول اللّه ! من پسرم را بزرگ كردم و هزاران رنج و زحمت برایش متحمّل شدم و از مال و ثروت خود، او را كمك كردم تا آن كه مستقلّ و خودكفا گردید، ولى امروز كه من ضعیف و ناتوان گشته ام و تمام اموال و هستى خود را از دست داده ام ، او از هر گونه كمكى به من دریغ مى كند و حتّى لقمه نانى هم به من نمى دهد.
حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله خطاب به فرزند كرد و فرمود: تو در این مورد چه جوابى دارى ؟
گفت : یا رسول اللّه ! من چیزى زاید بر مخارج خود و عائله ام ندارم .
حضرت به پدر فرمود: اكنون چه مى گوئى ؟
گفت : یار سول اللّه ! او داراى چندین انبار گندم و جو و كشمش مى باشد و نیز كیسه هائى پر از درهم و دینار دارد.
رسول خدا به فرزند فرمود: چه پاسخى دارى ؟
اظهار داشت : یا رسول اللّه ! او اشتباه مى كند، چون من هیچ ندارم .
در این هنگام ، حضرت رسول خطاب به فرزند كرد و فرمود: از عذاب خداوند بترس و نسبت به پدرت كه آن همه براى تو زحمت كشیده است ، نیكى و احسان كن .
پسر گفت : یا رسول اللّه ! من چیزى ندارم .
حضرت فرمود: این ماه از بیت المال به او كمك مى كنیم ؛ ولى از ماه آینده باید پدرت را كمك نمائى و به یكى از اصحاب خود به نام اُسامة بن زید دستور داد تا صد درهم به آن پیر مرد بپردازد.
در پایان ماه ، پدر دو مرتبه به همراه پسر خود نزد رسول خدا آمد وعرضه داشت : یا رسول اللّه ! فرزندم چیزى به من نداد و پسر همچنین گفت : من چیزى ندارم .
حضرت به فرزند اشاره نمود: كه تو داراى ثروت بسیارى هستى ؛ ولى با این برخوردى كه نسبت به پدرت دارى ، همین امروز فقیر و تهى دست خواهى شد.
همین كه فرزند از نزد حضرت برگشت متوجّه شد كه داد و فریاد افرادى كه در همسایگى انبارهاى آذوقه او هستند، بلند است .
و هنگامى كه چشمشان به پسر پیرمرد افتاد فریاد زدند: بوى گندیده انبارهاى تو به همه ما اذیّت و آزار مى رساند.
و او را مجبور كردند تا اجناس فاسد شده انبارهایش را تخلیه كند؛ او نیز چندین كارگر گرفت و با پرداخت پولى بسیار، آن اجناس فاسدشده را در بیابان هاى شهر تخلیه كرد.
و چون به كیسه هاى طلا و نقره اندوخته شده مراجعه كرد، آن ها را چیزى جز سنگ و ریگ ندید و تمام زندگى و ثروت او تباه گردید وسخت در تنگ دستى قرار گرفت ، به طورى كه حتّى محتاج لقمه نانى براى شام خود گردید و در نهایت مریض و رنجور شد.
سپس حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله ، در رابطه با اداء حقوق والدین چنین فرمود: مواظب باشید كه پدر و مادر خود را ناراحت و غضبناك نكنید و راضى نباشید كه آنان نیازمند و محتاج گردند؛ وگرنه بدانید كه غیر از عذاب دنیا نیز در قیامت به عقاب دردناك الهى مبتلا خواهید شد.(36)


به نقل از : AVINY.COM


طبقه بندی: حکایت،
برچسب ها: بیچاره شدن فرزندى ثروتمند،
[ پنجشنبه 7 دی 1391 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ عبدالله کدخدایی ]
.: Weblog Themes By شهدای کازرون :.

درباره وبلاگ


با عرض سلام و خوش آمد گویی خدمت شما کاربر محترم ....
هدف من از راه اندازی این وبلاگ شناخت پیامبر گرامی و ائمه پاکش هست ...

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب