تبلیغات
پیامبر اعظم

پیامبر اعظم
 
تماس با من
فیس بوک

دریافت کد
تماس با مدیر
نظر سنجی
از مطالب وبلاگ راضی هستین؟



لوگوی دوستان
<------- 120x60 ------->


كنگره ملی پیامبر اعظم (ص) بخش رسانه های مجازی

شهدای کازرون ثامن تـــم محل لوگوی شما

محدّثین و مورّخین حكایت كرده اند:
روزى حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله ، به همراه برخى از اصحاب خود از محلّى عبور مى نمود كه به نوجوانى برخوردند و پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله به آن نوجوان سلام كرد.
نوجوان بسیار شادمان و خندان گردید؛ رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، به او خطاب نمود و فرمود: آیا مرا دوست دارى ؟
گفت : آرى ، به خدا قسم ! تو را دوست دارم .
حضرت فرمود: همانند چشمانت ؟
گفت : بهتر و بیشتر.
حضرت افزود: همانند پدرت ؟
گفت : بیشتر.
فرمود: همانند مادرت ؟
گفت : بیشتر
نیز فرمود: همانند جان خودت ؟
گفت : یا رسول اللّه ! بیشتر از هر چیزى ، به تو علاقه مندم و تو را دوست دارم .
در این هنگام حضرت اظهار نمود: آیا همانند پروردگارت و خدایت مرا دوست دارى ؟
نوجوان در این لحظه اظهار داشت : خدا، خدا، خدا، نه ؛ یا رسول اللّه ! هیچ چیزى در مقابل خداوند متعال ارزش ندارد و هیچكس را بر او برترى و فضیلتى نیست ؛ یا رسول اللّه ! تو را به جهت عشق و ایمان به خدا دوست دارم .
حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله با شنیدن چنین سخن و اعتقادى راسخ ، متوجّه همراهان خود شد و فرمود: شما نیز این چنین عشق و ایمان داشته باشید و خدا را این چنین دوست بدارید؛ چه این كه آنچه ازنعمت ها و سلامتى در اختیار دارید، همه از الطاف خداوند متعال است .
سپس افزود: و اگر مرا دوست دارید، باید به جهت دوستى و ایمان به خداى سبحان باشد.(41)


به نقل از : AVINY.COM


طبقه بندی: حکایت،
برچسب ها: عشق به خدا، یا رسول،
[ پنجشنبه 7 دی 1391 ] [ 11:38 ق.ظ ] [ عبدالله کدخدایی ]
.: Weblog Themes By شهدای کازرون :.

درباره وبلاگ


با عرض سلام و خوش آمد گویی خدمت شما کاربر محترم ....
هدف من از راه اندازی این وبلاگ شناخت پیامبر گرامی و ائمه پاکش هست ...

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب