تبلیغات
پیامبر اعظم

پیامبر اعظم
 
تماس با من
فیس بوک

دریافت کد
تماس با مدیر
نظر سنجی
از مطالب وبلاگ راضی هستین؟



لوگوی دوستان
<------- 120x60 ------->


كنگره ملی پیامبر اعظم (ص) بخش رسانه های مجازی

شهدای کازرون ثامن تـــم محل لوگوی شما

امام جعفر صادق به نقل از پدران بزرگوارش علیهم السلام حكایت فرماید:
روزى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، در محلّى نشسته بود و من به همراه عدّه اى ، اطراف آن حضرت حضور داشتیم ، كه ناگهان شخصى از طرف یكى از دختران حضرت رسول آمد و گفت : دخترتان گوید: فرزندم سخت بیمار و در حال مرگ قرار گفته است ؛ چنانچه ممكن باشد تشریف آورید و مرا كمك نمائید.
حضرت رسول صلوات اللّه علیه فرمود: برو، به دخترم بگو: آنچه را خداوند داده و آنچه را بگیرد همه از براى اوست و هر انسانى كه در این دنیا آمده ، باید روزى از این دنیا برود.
آن شخص پیام حضرت را براى دخترش برد و پس از لحظاتى باز گشت و گفت : یا رسول اللّه ! پیام شما را رساندم ؛ لیكن دخترتان اظهارداشت : این فرزند از جان خودم عزیزتر است ، اگر امكان دارد تشریف بیاورید.
پس از آن ، رسول گرامى اسلام صلّى اللّه علیه و آله حركت نمود و ما نیز به همراه ایشان رفتیم تا به منزل دختر حضرت رسیده و سپس وارد منزل شدیم .
همین كه رسول خدا صلوات اللّه علیه چشمش به طفل افتاد كه درحال جان دادن بود غمگین و گریان شد.
گفتم : یا رسول اللّه ! ما را از گریه در مرگ افراد نهى مى نمائید وآن گاه خودتان گریه مى كنید؟!
حضرت فرمود: من شما را از گریه در مرگ عزیزانتان نهى نكرده ام ، بلكه از شیون و داد و فریاد نهى شده اید.
و سپس افزود: بدان كه این نوع گریه ، عقده دل را مى گشاید و موجب سلامتى و شادابى قلب و روان مى گردد.(47)


به نقل از : AVINY.COM


طبقه بندی: حکایت،
برچسب ها: گریه پدر و شادى قلب،
[ پنجشنبه 7 دی 1391 ] [ 11:48 ق.ظ ] [ عبدالله کدخدایی ]
.: Weblog Themes By شهدای کازرون :.

درباره وبلاگ


با عرض سلام و خوش آمد گویی خدمت شما کاربر محترم ....
هدف من از راه اندازی این وبلاگ شناخت پیامبر گرامی و ائمه پاکش هست ...

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب